اسارت به دست روميان ابوفراس در يكيا
اسارت به دست روميان
ابوفراس در يكياز شكارهايش در ناحيه زير فرمانروايياش، بوسيله روميان اسير شد و زيرا (سازه به قولي) سيف الدوله براي آزادي وي اقدامي نكرد[۱۱]، اشعار متعددي در وصف زمان اسارت و ناسازگاري زمانه و نااميدي خودش ميسرود كه بعد ها اين اشعار نزد اعراب به «حبسيات» يا اين كه «روميات» مشهور شد و ابوفراس پيشواي اين مدرسه به تاج گل در مشهد شمار آمد.[۱۲]
تاج گل مصنوعي در مشهد
تاج گل ترحيم در مشهد
تاج گل تبريك در مشهد
تاج گل خيريه در مشهد
تاج گل تسليت مشهد
تاج گل ترحيم مشهد
تاج گل افتتاحيه مشهد
تاج گل طبيعي مشهد
تشريفات بزرگ مشهد
با زمان بر شدن مقطع اسارت، مامان ابوفراس براي جلب امان سيف الدوله و درخواست سعي براي آزادي وي به حلب رفت، ولي درخواست او پذيرفته نشد و اين دستور آزردگي ابوفراس را از سيف الدوله به نقط ي اوج خويش رسانيد.[۱۳] مرگ مامان ابوفراس در طول اسارت وي، واپسين ضربه را بر او فرود آورد و با كليه پايداري به تلخي گريست. قصيدهاي كه وي در رثاي مادرش سروده ميباشد، غايت غم و درماندگي او را آشكار ميسازد.[۱۴]
عاقبت در ۳۵۵ق، اسيران در حاشيه دريا فرات مبادله شدند و ابوفراس آزادي خود را گشوده يافت.[۱۵] آن گاه احتمالاً فرمانروايي حمص را به دست آورد.
وفات
در ۳۵۶ق، سيف الدوله درگذشت و اندكي آن گاه ابوفراس نيز كشته شد.[۱۶] درباره كيفيت كشته شدن او، گزارشهاي گوناگوني در اختيار ميباشد.
به نقل از تنوخي[۱۷] بعد از مرگ سيف الدوله، سپاهيان او دور از هم شدند و شيرازه امور از هم گسست و شايد ابوفراس خويش را براي جانشيني سيف الدوله لايقخيس از ابوالمعالي، خواهرزاده خود و فرزند سيف الدوله ميدانست. احتمالاً همين فرمان موجب بروز بدگماني دربين آن دو شويد.[۱۸] همينطور ميقدرت پنداشت كه ابوفراس از اينكه حكومت، به انگيزه خردسالي ابوالمعالي به دست قرغويه يك كدام از غلامان سيف الدوله افتاده بود، خشنود عدم وجود. اگرچه ابوفراس و ابوالمعالي كوشيدند تا اين بدگماني را از بين بردارند، البته بدطينتي به عبارتي غلام كه خويش نيز ديده طمع به حكومت دوخته بود[۱۹] موجب درگرفتن پيكار در ميان آنها شد و سرنوشت ابوفراس به دست قرغويه كشته شد.[۲۰]
برپايه بعضا گزارشهاي تاريخي او در پيكار مصدوم شد و بعد از مدتي درگذشت.[۲۱]
تشيع ابوفراس
اگرچه برخي ابوفراس را اسماعيلي دانستهاند، ولي از آنجا كه او دراين قصيده از امام كاظم(ع) و امام رضا(ع) و نيز در دو قطعه ديگر از پيشوايان دوازده گانه شيعه ها مذكور[۲۲] شك وترديد نمياقتدار داشت كه وي شيعه دوازده امامي بوده ميباشد. افزون بر اين اشعار، او قصيدهاي نيز در رثاي امام حسين(ع) سروده ميباشد.[۲۳] دراين قصيده نيز او به رنج به قاتلان آن امام (ع) ميتازد و برتريها و فضيلتهاي امام علي(ع) را برميشمارد و اشخاصي را كه وصيت رسول(ص) را درباره خاندانش ناديده گرفتهاند، ملامت مينمايد.
شخصيت ابوفراس
مداقه ابوفراس و آوازه وي از يك سري جهت ميباشد:
منظومه اشعار ابوفراس
شخصيت ابوفراس: او از اين جهت فردي شجاع، بخشنده، و جوانمرد بود و رشته اساسي خويش را چاقو زدن ميدانست خير شاعري. وي سرداري داراي مسئوليت براي سيف الدوله بود، البته همواره شعر و شكار و نبرد و علاقه را به زيبايي به هم در ميآميخت و شعر ميسرود.[۲۴]
حبسيات ابوفراس: دومي جهت آوازه وي اشعاري ميباشد كه در زندان سروده كه تصويري از سختيهاي دروني اسيري تسلط زاده را ذكر مينمايد و فتح بابي در قضيه اينسيرتكامل اشعار في مابين عرب شد.[۲۵]
رده شاعري ابوفراس: به نظر شعري جايگاه وي آنچنان بلند ميباشد كه اورا حتي بر "متنبي" شعر سرا داراي شهرت زمانه ابوفراس مقدم شمردهاند و گويند "متنبي" با وي هيچگاه به جنگ برنميخواست و به حق تقدم وي معترف بود.[۲۶] صاحب و مالك بن عباد درباره وي گفته ميباشد كه شاعري با اميري (امرؤالقيس) شروع شد و به اميري ديگر (ابوفراس) نقطه پايان يافت.[۲۷] وي در شعر و شخصيت سنتگرا و بسيار متأثر از اشعار جاهلي بود.[۲۸] مضمون شعر وي مدح، فخر و حماسه، نسيب و تشبيب و اندكي وصف ميباشد. وي مضمون ها رزمي و عشقي را چنان با مناعت و استواري ذكر كرده كه كمتر شاعري به وي رسيده ميباشد.[۲۹] شعر وي بيشتر در تفصيل مفاخر و بزرگان آل حمدان، مدح سيف الدوله و گستردن دلاوريها و پايداري هاي خودش در مبارزه ميباشد و در يك قصيده ۲۲۵ بيتي تاريخچه خانواده خويش را ذكر نموده است.[۳۰] قصايد خويش را بيشتر در بالا با نسيب و غزل شروع نموده است. ديوان ابوفراس را بعداز مرگش "ابن خالويه" و شعر سرا معاصرش "البيغاء" گردآوري كردند كه صرفا تيم "ابن خالويه" صراحت دارد و شايسته ترين چاپ اين ديوان در سه جلد در سال ۱۹۴۴ م در بيروت ذيل حيث "سامي دهن" اعمال شد كه در زمان چاپ حاشيه ها نيز به آن اضافه شويد.[۳۱]
مدح اهل بيت: ابوفراس يك شعر سرا شيعه مذهب ميباشد و در شمار شاعران اهل بيت ميباشد. گرچه تعداد اشعارش دراين باره نادر ميباشد البته تأثير آن بر عالم اسلام نادر نبوده ميباشد. معروفترين شعر وي راجع به قوم و قبيله عصمت پاسخش به يك كدام از اميرزادگان عباسي به اسم "ابن معتز" ميباشد و نيز قصيده «ابن سكره هاشمي» كه به شافيه مشهور ميباشد.[۳۲] وي درين قصيده به تندي بر امويان و عباسيان تاخته و بر بزرگواري امام كاظم(ع) و امام رضا(ع) و قبيله فرستاده اكرم(ص) تأكيد نموده است. اين قصيده ۶۰ بيت ميباشد كه همواره آيتم اعتنا شيعهها بوده و گروهي نيز به تفصيل آن پرداختهاند. از آن في مابين ميقدرت به "ابن اميرالحاج" و "محمدبن عبدالملك" و "ابراهيم يحيي عاملي" اشاره نمود.[۳۳] او همينطور قصيدهاي نيز در رثاي امام حسين(ع) داراست.[۳۴]
برچسب: تاج گل در مشهد، تاج گل مصنوعي در مشهد تاج گل ترحيم در مشهد تاج گل تبريك در مشهد تاج گل خيريه در مشهد تاج گل تسليت مشهد تاج گل ترحيم مشهد تاج گل افتتاحيه مشهد تاج گل طبيعي مشهد تشريفات بزرگ مشهد،
ادامه مطلب